تبليغاتX
شاید که آینده از آن ما

fekrat

جواد بهنامی کازرونی

fekrat

http://fekrat.blogfa.com

شاید که آینده از آن ما

شاید که آینده از آن ما

شاید که آینده از آن ما

جواد بهنامی کازرونی ،دانشجوی رشته مدیریت صنعتی دانشگاه خلیج فارس،دیارم ،دیار سلمان، شهر سبز کازرون. می نویسم تا عذری در برابر خود نداشته ام که روزی روزگاری ننوشتی آنچه را باید می نوشتی برای دلت. زمان، زمان نوشتن است، باید بنویسم،دارند معصومیت قلم را به تاراج می برند و من نمیخواهم یک زندان بان بمانم زندانبان فکری که در بند جهالت این روزگار است.یا علی.

شاید که آینده از آن ما

زندانبان اندیشه های زمانه

آنچه باعث شد تا مطالب ، بابی در بهاییت-بی بی سی با طعم فارسی - آرا و نظرات در باب ولایت فقیه-روزی روزگاری در کازرون- چشم انداز سیاست خارجه ایران- دیپلماسی رسانه ای و ده ها مطلب دیگرم انتشار نیابند را جستجو کردم و تنها آنچه فهمیدم ترس بود ترسی از سر تشویق شدن و البته نقد شدن ترس از اینکه مبادا از من بیشتر از توانم توقع کنند و من بمانم یا به نقدم کشند که باز هم بمانم گله دوستان را به جا می دانم اگر من را در مسیر شدن یاری کنند نصیحتی سخنی یا تذکری ارائه طریقی یا دست گرفتنی شاید که بشود ما هم بشویم.  منتظرم بشنوم...

+ نوشته شده در شنبه 1388/03/30ساعت 13 توسط جواد بهنامی کازرونی |
بی بی سی با طعم فارسی

                   

         با  (بی بی سی با طعم فارسی ) به روز خواهم شد...

+ نوشته شده در یکشنبه 1387/12/11ساعت 11 توسط جواد بهنامی کازرونی |
در انتظار پاییزم........
 

با این همه، ای قلبِ در به در!

از یاد مبر

            که ما

                 - من و تو -

عشق را رعایت کرده ایم،

از یاد مبر

            که ما

                 - من و تو -

انسان را رعایت کرده ایم،

خود اگر شاه کارِ خدا بود

یا نبود.

+ نوشته شده در پنجشنبه 1387/06/07ساعت 2 توسط جواد بهنامی کازرونی |
جنبشی برای تمام فصول..........
این مطلب رو در آستانه برگزای اولین اردوی فارغ التحصیلان اتحادیه انجمن های اسلامی دانش آموزان با نام "رسش" که قائم مقامی٬ مسول برگزاری این نشست رو بر عهده دارم ٬ برای www.rasesh.net به عنوان یک یادداشت بر این نشست آماده کردم که برای ملاحضه دوستان در وبلاگ قرار می دهم.

 

جنبشی برای تمام فصول........

 

جواد بهنامی کازرونی

 

دم دمای شهریور 84 بود که باید کم کم کوله بار دانشگاه رو می بستم و راه می افتادم تا پا به عرصه دانشجویی بذارم. برگشتم و به پشت سرم نگاه کردم ، ته دلم خالی شد. یه حس دل تنگی بهم می گفت که کم کم باید با فضای دانش آموزی خداحافظی کنم.تغییر این فضا و اینکه ارتباطم رو با شاخص ترین نهادی که با آن ارتباط داشتم یعنی انجمن اسلامی را کمرنگ می دیدم یه جور حس ناخوشایند رو توی ذهنم به وجود آورده بود. البته از همان زمانی که تا سطح مجمع مرکزی بالا آمدم و وابستگی فکری  و تشکیلاتی ام نسبت به انجمن بیشتر شده بود این ترس از آینده ای که من رو از این محیط جدا می کرد رو تو وجودم احساس می کردم.

از طرفی در انجمن و ساختار تشکیلاتی و فکری اش جایی رو برای فارغ التحصیلان به شکلی که من در ذهنم می پروراندم وجود نداشت. این دغدغه تا امروز که در آستانه اولین اردوی فارغ التحصیلان با نام رسش هستیم با من همراه بود و کم و بیش در هر فضایی که پیش می آمد از آن صحبت می کردم............

زمانی که بحث و نظریه جنبش دانش آموزی مطرح شد همه ما خوشحال از اینکه سر طناب بلند و بالای جنبش های تعریف شده در کشورمان را پیدا کرده ایم با اشتیاق تمام به بحث در این باره "از تعریف گرفته تا کاربردها و افق های پیش رو " پرداختیم و خودمان را با این تلاش راضی نگه داشتیم. اما در گذر زمان این سوال مطرح شد که چگونه ما باید سر این طناب را بگیریم و جلو برویم و کم کم حلقه های بعدی را به آن متصل کنیم . اما همچنان این سوال بی جواب بود . ما خوب می دانستیم ریشه های جنبش هایی چون زنان ،کارگران ، دانشجویان و.... همه و همه مسیرشان ابتدا از جنبش دانش آموزی باید آغاز شود ، اما حلقه های ارتباط بین جنبش دانش آموزی و مثلا نزدیک ترین جنبش از لحاظ زمانی یعنی جنبش دانشجویی کجاست؟؟؟؟

برای دیدن ادامه مطلب در سایت رسش کلیک کنید

+ نوشته شده در چهارشنبه 1387/05/16ساعت 2 توسط جواد بهنامی کازرونی |
مرگ تدریجی یک قصه..................
 

نشریه آینده سازان (نشریه جنبش دانش آموزی )
جواد بهنامي كازروني

 

مرگ تدريجي يك قصه............

 

        جيراني را به فراخور علاقه اتان به سينما كم يا زياد مي شناسيد كم يا زيادش مهم نيست مهم اين است كه امروز جيراني به سراغ هفتاد مليون مخاطب ، روي صفحه تلويزيون مرگ تدريجي يك رويا را به نمايش گذاشته است و از اين دريچه مي خواهد تفكرات خود را با مخاطبانش در ميان بگذارد و با آنها صحبت كند.

 

فصل اول : مرگ تدريجي يك قصه

 

جيراني شام آخر ، پارك وي و ..... امروز جيراني مرگ تدريجي يك روياست.
سريالي كه علاوه بر كمك گرفتن از تكنيك هاي بصري دهه شصت فيلم هاي وسترن دوست دارد از دو چشم هاي مخاطبانش به خوبي استفاده كند .
سريال روايت داستان يك نويسنده زن جوان از طبقه اي از جامعه است كه .....

+ نوشته شده در پنجشنبه 1387/04/20ساعت 14 توسط جواد بهنامی کازرونی |

قالب وبلاگ

free Template Blog

قالب وبلاگ رایگان

قالب بلاگفا